تبليغاتX
از تعصب دوری کن تا اگاه شوی
کسانی که کینه یا مشکل روانی دارن یا تعصب لطفا نخونن چون خیلی روشن فکانه هست وبلا
 از کتاب منطق الطیر عطار

ای گرفتار تعصب مانده ای        دایما در بغض و درحب مانده ای

 

 

گر تو لاف از عقل و از لب می زنی            پس چرا دم در تعصب می زنی

 

در خلافت میل نیست ای بیخبر       میل کی اید ز بوبکر و عمر

 

میل اگر بودی در ان مقتدا          هر دو کردندی پسر را پیشوا

 

        شیخ فریدالدین عطار نیشاپوری  

|+| نوشته شده توسط کاک هیوا در سه شنبه بیست و سوم آذر 1389  |
 حقایقی که من به ان رسیدم

{﴿11﴾نکته که با تحقیقات وتلاشی که انجام داده ام وبه انها رسیده ام را

برای

خوانندگان عزیز دربیان کرده ام که انها تفکر کنند و برای تحقیق و رسیدن به

حقیقت

اصلی از انها بهره کافی را ببرند لطفا بدون تعصب بخوانید }

1- اسلام دين كاملي است كه براى انسان سعادت دنيا و آخرت را تأمين

مي كند، و

اسلام دين جميع انبياء و رسول الهي است و هيچكس حق ندارد بعد از

انبياء بر اصول

ديگري اضافه كند و يا از آن چيزي كم كند، چه امام باشد و يا غير امام.

شيعه اسلام اصيل را با خطبه هاي اوهام دروغين و افكار بشري مخترعه و

روايات

موضوعه آميخته و از مجموعه آنها مذهبي ساختند كه در حقيقت بدنامي

براي اهل

بيت درست كردند.

2- در اسلام خرافات نيست، مذهب شيعه پر از خرافات و اوهام است.

3- هيچ صفاتي از صفات الهي در انبياء و اولياء يافته نمي شود، و آنان هيچ

مشاركتي

در افعال الهي ندارند، بلكه وظيفه ي انبياء عليهم السلام منحصر به ابلاغ

رسالت و

تبشير و انذار است.

 

انبياء و اولياء محدود و موجود در مكان واحد اند و ذاتشان محدود و علمشان

محدود

است و حاضر و ناظر در هر مكان نيستند و نه هم غيب مي دانند، و نه هم

ايشان به

هر چيزي احاطه كننده اند.

و اما روايات و اخبار كتب شيعه بر خلاف نصوص قرآني و سنت صحيحه تمام

اين صفات

را براي انبياء و اولياء و ائمه اهل بيت ثابت مي كند كه موضوع، دروغين، بي

اصل و

بنياد است، و هيچ ربطي به عقايد حقه ي اسلام ندارد.

4- اسلام دين سهل و آسان است ولي علماي خرافيون مذاهب شيعه

اسلام را

دشوار و مشكل ساختند، و براي منافع خودشان در فروع و اصول چيزهايي

اضافه

كردند: ((از قبيل امامت و ولايت و خمس و حق امام و غيره)) كه هيچ اصلي

در اسلام

ندارد.

5- دين اسلام دين تعليم و تعلم است: طلب علم فريضه ي هر مسلمان

است.

}علامه برقعي تقليد را رد مي كند كه اين راي و نظريه ي خود علامه است

جمهور

اهل سنت تقليد را جايز مي دانند البته تقليد در فروع است نه در مسايل

عقيدتي و

اصول دين و آنچه كه قطعي الثبوت است در آن تقليد به هيچ وجه قابل قبول

نيست.{

6- دين اسلام دين مساوات و برابري است و فرقي در آن بر اساس نسب

نيست ولي

علماي مذاهب شيعه در بين سيد و عامي و امام و مقتدي فرق قرار داده

اند، در

اسلام تمام آنان از ناحيه ي حقوق و وظايف و واجبات متساوي اند و برتري

به تقوي

است.

7- دعاء از غير الله و طلب نيازمنديها از غير او مستلزم اعتقاد مالك دانستن

غير است

 

براي مدد غيبي كه فوق الاسباب باشد به هيچ نحو درست نيست بلكه

شرك است

در عبادت خدا.

ولي طلب در امور دنيوي و احتياجات عرفي كه در مقدور انسان است از

ديگران بدون

اشكال جايز است بشرط اينكه از كسي كه از او ياري ميخواهد زنده و حاضر

باشد نه

مرده و غايب.

8- انبياء و اولياء بعد از وفات شان هيچ اتصالي به دنيا ندارند و هيچ اطلاعي

بر احوال

ندارند و نه هم بعد از رحلت شان وظيفه و امري دارند.

9- در اسلام حجت خدا بر مردم انبياء و عقل است نه غير آن، خداي پاك غير

اين دو

چيزي ديگري را بر بندگانش حجت قرار نداده و اين كه حضرت عليt و ائمه و

كساني

كه از اولادشان اند حجت خدايند بر مردم، ابتداع، و اختراع، بدعت، و اضافه

در دين

است كه مخالف با قرآن كريم و سنت رسول اكرمr ميباشد.

10- در اسلام بر تمام مسلمين در هر زمان و مكان واجب است كه برايشان

ولي

امري باشد تا زمام امور مسلمين را بدست گيرد و احكام و قوانين شريعت را

در

مجتمع اسلامي اجراء و برپا كند، وبديهي است كه ولي امر بايد حاضر و

مطلع بر

احوال مردم باشد، و مردم او را بشناسد و او را ببينند.

در اسلام امام و ولي غايب و پنهان از ديدگاه مردم نيست كه امام معتبر

شود و مردم

او را نبينند و به او نرسند.

11- براي مسلمين ضروري است كه افرادي داشته باشند كه از بينشان فقه

و دانش

اسلامي را حاصل كنند و در بين مردم تعليم احكام اسلام را قائم و جاري

داشته

باشند، خواه اين معلم امام باشد و يا غير امام، اگر از ائمه ي اهل بيت باشد

به هر

صورت تابع دين است نه اين كه اصلي از اصول دين و نه هم فرعي از فروع

دين و هيچ

كس اجازه ندارد كه اصلي بر اصول دين به اسم امامت اضافه كند و ما هر

امامي كه

تابع اسلام باشد، مبين شريعت اسلام باشد، دوست مي داريم و احترامش

مي كنيم. 

|+| نوشته شده توسط کاک هیوا در جمعه سوم دی 1389  |
 اشعاری از خودم و توصیفاتی در این موارد
 
این چنین است درد یک آزاد
 
نتوان گوئی یا که یک فریاد
 
هر چه راست روی چپ او باشد
 
او که خار گوید نور چشم باشد
 
هر که خوب گوید کفر حق جوید
 
رسم ولایت این چنین گوید
 
یا که جان سیری سر جدایت کن
 
یا که روی ار و هی جنایت کن
 
قانون رهبری خامنه ای که من اسلام شیعه را جز دیکتاتوری چیزی دیگر نمی بینم و بعد از پدر باید پسر جانشین شود و مردم حق انتخاب ندارند رو قبول ندارم و این تیکه شعر را نوشتم

 

 

این چه عدل یست ای اهل آگاه

هر وقت بخواهد نه ما شود آه

کر او بخواهد یا که هر چیزی

حرف او سند حرف ما گناه

 اری ما بگوئیم گرسنه هستیم و او بگوید نه سیر هستید حرف او اعتبار بیشتر دارد چون ما انسانیم او نماینده خدا و این است قانون تشیع

(صادق کسی که جانش را چون حسین خواهد بخشید برای ازادی و مبارزه با ظلم)

|+| نوشته شده توسط کاک هیوا در جمعه سوم دی 1389  |
 ابیاتی از کلیات شیخ اجل مصلح الدین سعدی شیرازی در وصف پیامبر و اصحاب بیانگر سنی بودنش
ای برترین مقام ملائک بر اسمان               با منصب تو زیرترین پایه علا

شعر آورم به حضرت عالیت زینهار              با وحی اسمان چه زند سحر مفتری

یارب به دست او که قمر زان دو نیم شد        تسبیح گفت در کف میمون او حصا

کافتادگان شهوت نفسیم دست گیر           ارفق بمن تجاوز و اغفر لمن عصا

تریاق در دهان رسول افریده حق          صدیق را چه غم بود از زهر جانگزا؟

ای یار غار سید و صدیق نامور        مجموعه فضائل و گنجینه صفا

مردان قدم به صحبت یاران نهاده اند         لیکن نه هم چنان که تو در کام اژدها

یار ان بود که مال و تن و جان فدا کند        تا در سبیل دوست به پایان برد وفا

دیگر عمر که لایق پیغمبری بدی            گر خواجه رسل نبدی ختم انبیا

سالار خیل خانه دین صاحب رسول          سر دفتر خدای پرستان بی ریا

دیوی که خلق عالمش از دست عاجزند      عاجز در ان که چون شود از دست وی رها!

دیگر جمال سیرت عثمان که بر نکرد         در پیش روی دشمن قاتل سر از حیا

آن شرط مهربانی و تحقیق دوستی ست      کز بهر دوستان بری از دشمنان جفا

 خاصان حق همیشه بلیت کیشیدند         هم بیشتر عنایت و هم بیشتر عنا

کس را چه زور و زهره که وصف علی کند        جبار در مناقب او گفته هل اتی

زور آزمای قلعه خیبر که بند او             در یکدگر شکست به بازوی لافتی

مردی که در مصاف زره پیش بسته بود         تا پیش دشمنان ندهد پشت بر عزا

شیر خدای و صفدر میدان و بحر جود             جانبخش در نماز و جهان سوز در وغا

پیغمبر افتاب منیر است در جهان        وینان ستارگان بزرگند و مقتدا

یا رب به نسل طاهر اولاد فاطمه      یا رب به خون پاک شهیدان کربلا

یا رب به صدق سینه پیران راستگوی       یا رب به اب دیده مردان اشنا

دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست       ای نام اعظمت در گنجینه شفا

گر خلق تکیه بر عمل خویش کرده اند      ما را بس رحمت و فضل تو متکا

|+| نوشته شده توسط کاک هیوا در جمعه سوم دی 1389  |
 سنی و بیوگرافی جزعی
مذهب سُنّی بزرگ‌ترین مذهب دین اسلام است که بیشترین پیروان را در میان مسلمانان دارد به طوری که حدود ۷۶٪ مسلمانان جهان اهل تسنن هستند.اهل سنت و جماعت معتقدند محمد، پیامبر اسلام، پس از خود جانشینی تعین ننمود و بعد از فوت محمد مسلمانان آن زمان بر اساس شورا و انتخاب چهار تن را به عنوان خلیفهٔ مسلمین انتخاب نموده‌اند. ابتدا در سقیفه بنی ساعده، ابوبکر را که از صحابه(یاران) و نزدیکان محمد بود و در میان مسلمانان محبوبیت و اعتبار زیادی داشتند برای خلافت بعد از محمد بر جامعه نوبنیاد مسلمانان انتخاب کردند.این چهار تن که به خلفای راشدین معروفند به ترتیب عبارت‌از:  ۱ـ ابوبکر   ۲ـ عمر    ۳ـ عثمان     ۴ـ علی

اهل سنت علاوه بر آن احترام خاصی را به اهل بیت پیامبر (بویژه امامان اهل تشیع) قائلند.مسلمانان اهل سنت، قرآن را کتابی محفوظ می‌دانند و اسلام را در پیروی از قرآن و سنت محمد می‌دانند. آنها در بحث مسایل فقهی ابتدا کتاب قرآن و سپس احادیث محمد و بعد از آن احادیث معتبر اصحاب محمد را مورد استفاده قرار می‌دهند.     مذهب اهل سنت در دو مکتب اصلی اعتقادی یعنی اشعری و ماتریدی واز لحاظ علوم فقهی به چهار مذهب فرقی حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی تقسیم می‌گردد. هر چند که اختلافات آنان بسیار جزئی است و اغلب پیروان یکی از آنان می‌تواند در شرایط زمانی و یا مکانی خاص از فرقه دیگری تقلید کند.فرقه ی سنی اصول دین را ۳تا (توحید،معاد،نبوت)وفروع دین را ۵تا (نماز،روزه،حج،زکات،جهاد)می دانند .

 

چند نکته برای من که مسلمان شدم و خیلی براش ارزش قائل شدم همین بر اساس شورا و انتخاب چهار تن را به عنوان خلیفهٔ مسلمین انتخاب نمود بودن و دیگری این که هیچ سنی به هیچ یک از امامان توهین نمیکند و برای همه احترام قائل هستن در حالی که ما به اصحاب پیامبر توهین میکنیم و در مقابل امامان خود را به جایگاه خدائی رسانده ایم

توجه کنیم حتا سعدی رحمت الله علیه از خدا میخواهد به حق امامان و پاکان نه از خود امامان و اینجا فرق شیعه را با سنی میدانم که ما واسته قرار میدهیم که حرفهای ما را به خدا بگویند در حالی که این کار ضعیف بودن خدا را نشان میدهد و در ایه ۳ سوره مبارکه زمر این بحث را به درجه فهم رسانیده

با سپاس که دقیق تحقیق کنید چه سنی چه شیعه که بفهمید اسلام دین ازادی و برابری است

|+| نوشته شده توسط کاک هیوا در جمعه سوم دی 1389  |
 
 
بالا